سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
اندیشه های ماندگار

آرائ حضرت امام (ره ) در مورد امر به معروف و نهی از منکر

ارسال شده توسط زهرا در 20/3/89:: 7:33 عصر

امام خمینی تأکید کردند که در امر به معروف و نهی از منکر شأن و مرتبه اجتماعی افراد مهم


نیست و هر کس از هر قشر و طبقه اجتماعی موظف است دیگران را از هر قشر و طبقه


اجتماعی که باشند، امر به معروف و نهی از منکر کند به هر فردی لازم است که امر به معروف


کند. اگر یک فرد خیلی به نظرمردم مثلاً پایین، یک فردی که به نظر مردم خیلی اعلامرتبه هم


هست، اگر از او یک انحرافی دید، بیاید (اسلام گفته برو به او بگو. نهی کن) بایستد در


مقابلش بگوید این کارت انحراف بود نکن.»


ایشان به این اصل اسلامی اشاره کرده‌اند که هیچ کس حق ندارد به بهانه کشف جرم


و مبارزه با افساد به تعقیب مردم یا تجسس در کار آنها بپردازد. رفتن و جاسوسی کردن و


تجسس نمودن برخلاف اسلام است از طرفی تظاهر به فسق و خلاف شرع هم خلاف


شرع است. هیچ کس حق ندارد هتک حرمت مسلمانان و تعدی از ضوابط شرعیه نماید.


فقط باید به وظیفه نهی از منکر به نحوی که در  اسلام مقرر است عمل نمایند.»


همچنین درباره نحوه برخورد آمران به معروف و ناهیان از منکر با افراد خلافکار


و منحرف فرمودند: «اگر کسی در اموال شخصی‌اش مرتکب معصیت و فساد هم بشود


و بر فرض اثبات هم، روی موازین شرعی باید امر به معروف و نهی از منکر نمود. نباید کسی


از این معنا سوء استفاده کند و در خیابان کار خلاف شرع انجام دهد.» امام خمینی(ره) در مسئله ای از


رساله توضیح‌المسائل می‌فرمایند: «چند چیز شرط است در واجب بودن امر به


معروف و نهی از منکر. اول آنکه کسی که می‌خواهد امر و نهی کند، بداند که آنچه شخص


مکلف به جا نمی‌آورد، واجب است که به جا آورد و آنچه به جا می‌آورد باید ترک کند ...


دوم: آن که احتمال بدهد، امر و نهی او تأثیر می‌کند. پس اگر بداند اثر نمی‌کند واجب نیست.


سوم: آن که بداند شخص معصیت‌کار، بنا دارد که معصیت خود را تکرار کند. پس اگر بداند


یا گمان کند یا احتمال صحیح بدهد که تکرا ر نمی‌کند واجب نیست. چهارم: آن که در امر


و نهی مفسده‌ای نباشد. پس اگر بداند یا گمان کند که اگر امر و نهی کند، ضرر جانی یا


عرضی و آبرویی یا مالی قابل توجه به او می‌رسد، واجب نیست.»همچنین در


مسئله ای می‌فرمایند: «برای امر به معروف و نهی از منکر، مراتبی است و


جایز نیست یا احتمال حاصل شدن مقصود از مرتبه پایین، به مراتب دیگر عمل شود.»


 


اظهار کراهت از شخص معصیت‌کار (مانند روی برگرداندن و چهره در هم کشیدن)


البته همین مرتبه نیز باید با ملاحظه درجات انجام شود و لازم است


با احتمال تأثیر درجه خفیف‌تر، به همان اکتفا کند و به درجه بالاتر عمل نکند، خصوصاً اگر طرف،


شخصی است که این نحو عمل موجب هتک شخصیت او می‌شود.»


امر و نهی زبانی، این مرتبه نیز باید با ملاحظه درجات انجام شود. ابتدا با موعظه و نصیحت،


اگر تأثیر نکرد، امر و نهی الزامی و اگر آن هم تأثیر نکرد، تشدید در گفتار، بدون آنکه مرتکب


دروغ و فحش و اهانت شود.»


توسل به زور و جبر، بدون آن که از مقدار لازم تجاوز کند و بهتر است که در این امر و نظیر آن،


اجازه از مجتهد جامع‌الشرایط گرفته شود.» .امام خمینی(ره) بارها عموم مردم را به امر به معروف


و نهی از منکر دیگران، حتی رهبران و بزرگان فرا خواندند،




«همه ملت موظفند که نظارت کنند بر این امور، نظارت کنند اگر من یک پایم را ... کج گذاشتم ...


بگویند پایت را کج گذاشتی، خودت را حفظ کن .... اگر دیدند که یک کمیته‌ای خدای نخواسته


خلاف مقررات اسلام دارد عمل می‌کند، بازاری باید اعتراض کند، کشاورز باید اعتراض کند، ر


وحانیون و علما باید اعتراض کنند، اعتراض کنند تا این کج را راست کنند. اگر دیدید یک معمم


برخلاف موازین اسلام خدای ناخواسته می‌خواهد عمل بکند، همه موظفند که جلویش را بگیرند.


همه باید مراعات این مسئله را بکنند، توجه داشته باشند که مبادا من یک کلمه برخلاف مقررات


اسلام بگویم، اعتراض کنند، بنویسند، بگویند.»


زن در نگاه و نهضت امام خمینی(ره)

ارسال شده توسط زهرا در 20/3/89:: 7:25 عصر

گذشته از برخی چهره های ماندگار در عرصه های ابتکار و خلاقیت و ادبیات و حماسه و تعهد اجتماعی، که «زن بودن» را همان «انسان بودن» تلقی کرده و آمادگی های فطری و ذاتی شان را ظاهر ساخته اند، بیشتر چنین است که زن با گذار از سنت و مذهب هم نتوانسته است در دوران تجدد، به تغییر و تحولی درخور انسانیتِ خویش نایل شود؛ چرا که در این دگرگونی ها، تنها شکل و شمایلِ ظاهری اش عوض شده است.


انقلاب 57، یک بار در تاریخ کشورمان نشان داد که می توان از جامعه زنانِ ایرانی و مسلمان، انتظار قبول جایگاه انسانی و آرمانی خود را داشت. مهم این است که زمینه ها و انگیزه های کمال جویانه را در دنیای زنان به وجود آورده و آنان را در سیر و پویه خودآگاهانه خویش یاری کرد.


در این مجال، با ارایه نمونه هایی از رفتار و گفتار حضرت امام خمینی قدس سره ، به ارزیابی پدیده بازگشتِ زنان ایرانی در برهه ای تعیین کننده از تاریخ کشور خواهیم پرداخت.


البته در یادکردهای تاریخی از زنان، می بایست بدین مهم نظر داشت که چه میزان، زنان در درازنای نهضت و انقلاب به حقوق انسانی و اجتماعی خویش دست یافته اند؟ به هر حال این همه، در حکم زمینه سازی بوده و باید به احقاق حقوق زنان منتهی شود. انقلابی که بر دوشِ استوار و لطیفِ زن، به پیروزی گل بر گلوله نایل شده و نظامی خودکامه را به موزه تاریخ فرستاده است، اینک باید انتظارهای حقوقی و مطالبات عادلانه جامعه زنان ایرانی را پاسخ دهد.


دیدگاهی که تنها تکلیف زن در قبال کشور و انقلاب و نظام را مطرح کرده و از اندیشه گری و نهادینه شدنِ راه کارهای دست یابی زن به حقوق و جایگاهش می گریزد، به نوعی دیگر بر وی جفا می کند. چنان که از آموزه های اصیل دینی بر می آید، رعایتِ متقابل حقوق، سبب تحکیم پیوندها و تضمین حرکت ها و نهضت خواهد بود. از این رو رهبران و جنبش هایی، کارآمد و کام یاب خواهند بود که دیده ابزاری نسبت به زنان نداشته و در هموارسازی طریق نیل به حقوق و آزادی های انسانی شان بکوشند.


انفعال و نومیدی و دل سردی جامعه زنان در برابر تهدیدها و آسیب های اجتماعی، بی گمان محصول بی اعتنایی به خواسته های فطری و کمال گرایانه آنان است که بیشتر در شعارها می ماند و اثری بر عینیت زندگی بر جای نمی گذارد.


سرگذشتِ زن ایرانی


از دیدگاه امام خمینی قدس سره ، زنان در دوره پهلوی، بیش از مردان، از حقوق انسانی و اجتماعی شان محروم بودند و مورد آزار و بیداد قرار گرفتند؛ زیرا که زن تا مرز کالای تجاری سقوط کرده و ابزار سیاست های استبدادی و استعماری وقت درآمده بود. تماس با غرب، فقط در بهره گیری منفی و انحطاطی بود، و هرگز زنان ایرانی را از دست آوردهای علمی و فکری معاصر در مغرب زمین آگاه و برخوردار نساختند.


«این ها [حاکمان] تربیتِ انسانی را از ایران به کلی از بین بردند و تربیت های غربی، نه آن هم تربیت های صحیح غربی، [بلکه] تربیت های فاسد غربی در بین ما رواج دادند.»(1)


«من می توانم بگویم که در زمان این پدر و پسر [پهلوی ها] به بانوانِ ما، بیشتر ظلم شد، تا به سایر اقشار.(2) قلم های مسمومِ خطاکار و گفتار گویندگان بی فرهنگ در این نیم قرن سیاه اسارت بارِ عصر ننگینِ پهلوی، زن را به منزله کالایی خواستند درآورند.(3) نسبت به زن، این قشرِ انسان پرور و آموزگار چه ظلم ها و خیانت هایی در ظاهرِ فریبنده ای به اسم زنِ مترقی روا داشتند.»(4)


از گفتار و مواضع رهبری ـ حتی در دهه های پیش از انقلاب ـ به دست می آید که وی بیش از هر چیز، دغدغه حجاب و معاشرت زنان را داشته است. امام خمینی از این که رژیم پیشین، در ماجرای کشف حجاب، به زور و خشونت توسل می جست و بسا که موجب سقط جنین می شد، سخت رنج می برد. در کتاب کشف الاسرار، و نیز خطابه ها و اعلامیه های وی در طی نهضت و انقلاب، هرگاه از زن مسلمان ایرانی و سرگذشتِ غم بار او یادی رفته است، پوشش اجباری و شرکت در جشن های شاهانه ـ که منافی با عفت زنان بوده است ـ در شمار بیدادهای پهلوی آمده است.


«به اسم کشف حجاب، چه کارها کردند! چه پرده ها دریدند از این مملکت! چه زورگویی ها کردند و چه بچه ها سقط شد در اثر حمله هایی که این ها می کردند به زن ها که چادر را از سرشان بکشند.»(5)


موضع گیری رهبر فقید انقلاب، پیش از قیام 15 خرداد، به هنگام کسب خبر در جهت نکوداشتِ جشن هفده دی از سوی زنان گرد آمده در آرامگاه رضاشاه، حاکی از اهمیت حجاب از دیدگاه وی بوده است. امام خمینی، با خاطرنشان کردن فاجعه خونین مسجد گوهرشاد ـ که به حمایت از حجاب زنان صورت گرفت ـ به دولت وقت هشدار می دهد که ملت را به بزرگ داشتِ خاطره قیام گوهرشادِ مشهد، فراخواهد خواند. بدین سان، می توان گفت که رهبری انقلاب، به دلیل خاستگاه روحانی اش، همواره رابطه زن و حجاب وی را منظور داشته است.


«شاید همان سالِ آخری بود که 15 خرداد، بعدش پیش آمد. من شنیدم که زن ها می خواهند بروند سرِ قبر رضاشاه و راجع به همین قضیه کشف حجاب تظاهرات بکنند ... گفتم ... اگر این کار را بکنید، من به ملت می گویم که عزا بگیرند برای روزی که قتل عام کردید در مسجد گوهرشاد!»(6)


رهبری انقلاب در جای دیگر، فلسفه مبارزه با کشف حجاب و حمایت از زنان ایرانی را، همانا حفظ قدرت و مدیریتِ سازندگی جامعه از رهگذر عفاف و تلاش آنان بر می شمرد.


«نقشه این بود که با توطئه کشف حجابِ مفتضح در زمان قُلدر [رضاخان] این قشر عزیز [زنان] را که جامعه را باید بسازند، تبدیل کنند به یک قشری که فاسد کنند جامعه را.»(7)


زنان در دورانِ استبداد، اندک اندک متوجه مقام و حقوق سیاسی و اجتماعی خویش شدند.


امام خمینی بر این باور بود که شاه هر چند از آزادی زن، یا آزادزنان و آزادمردان در اجتماع ایرانی سخن می راند، در واقع هیچ زنِ خودآگاه و روشن فکری نمی تواند به نقدِ سیاست های شاه بپردازد. امام خمینی، زن دیروزِ ایرانی را، اسیر شهوت و خیابان می نگریست و یا گرفتار خشونت و زندان.


«رژیمِ شاه است که با غرق کردن آن ها [زنان] در امور خلاف اخلاق می کوشد تا مانع آن شود که زنان آزاد باشند ... زنان، مانند مردان زندان های ایران را پر کرده اند.(8) شاه از آزادی زنان صحبت می کند. آزادی کدام زن؟ در ایران زنان با شخصیت که خواستار حقوق انسانی خود هستند ... می دانند که آزادی زن در منطق شاه، یعنی به انحطاط کشانیدن زن از مقام انسانی او، و در حد یک وسیله با او رفتار کردن. آزادی زن در منطقِ شاه، یعنی پر کردن زندان ها از زنان ایرانی که حاضر نیستند به پستی های اخلاقی شاهانه تَن بدهند.»(9)


امام خمینی، زن پیش از انقلاب را که می خواست بازگشت به خویشتنِ خویش داشته و جامعه و فضایی آکنده از روشنایی و عدالت و فضیلت پدید آورد، دچار خشم و کینه شاهانه می نگرد. هیچ زنی، بهره ای از آزادی اندیشه و بیان و قلم و فعالیت سیاسی و اصلاح گرانه نداشت و به کم ترین بهانه ای دستگیر و روانه زندان می شد. بدین سان رهبر فقید انقلاب، گستره زن ستیزی و در واقع خودکامگی حاکم بر مردان و زنانِ آزاداندیش ایرانی را یادآور می شود.


«[زنان و مردان] آزاد نیستند که یک قلم برخلاف آن ها [حاکمان] و بنا به مصلحتِ مملکت بنویسند. آزاد نیستند یک کلمه راجع به او [شاه] بگویند!(10) کدام زن توانست راجع به مسایل روز یک کلمه بگوید؟ ... زن ها آزاد نبودند که راجع به مسایلِ جامعه فعالیت کنند یا حرف بزنند؛ راجع به گرفتاری های ملت.»(11)


 


 


 


بصیرت راهکار مقابله با جنگ نرم

ارسال شده توسط زهرا در 15/12/88:: 7:50 عصر
دکتر یدالله جوانی:حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی) به مناسبت هفته بسیج در جمع هزاران بسیجی از اقشار مختلف جامعه بیانات بسیار مهم و ارزشمندی را ایراد فرمودند. این بیانات در شرایط کنونی، در بردارنده راهبردهای اساسی برای مسئولان، نخبگان سیاسی - مذهبی و آحاد جامعه انقلابی ایران برای ادامه حرکت در مسیر اصلی انقلاب و پیشبرد آرمان های جمهوری اسلامی می باشد. معظم له در چند ماهه اخیر، بارها از جنگ نرم دشمنان و اهداف آنان در این جنگ برای ملت ایران سخن گفته و در این سخنرانی، با توجه به فضای جدید حاکم بر کشور که به دنبال حوادث پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری شکل گرفته، مسایل اساسی و راهبردهایی که باید مورد توجه همگان قرار گیرد را متذکر شدند. مهمترین مسایل و راهبردهای اساسی بیان شده در این فرمایشات عبارتند از:

1- بسیج یک استثناء و رمز ماندگاری است.

در سال های اخیر یک جریان مشکوک، تخریب بسیج را در دستور کار خود قرار داد و هم صدا با دشمنان تابلودار با استفاده از هر فرصت و بهانه ای به تخریب چهره بسیج و بسیجیان پرداخت. موج تخریب بسیج در حوادث پس از انتخابات شدت پیدا کرد. تخریب بسیج به عنوان مدافع استراتژیک نظام اسلامی، یکی از اهداف دشمنان در نرم به شمار می آید. رهبر معظم انقلاب اسلامی در چنین شرایط و فضای تخریب گونه علیه بسیج، با توجه به کارکردها، ویژگی ها ، ظرفیت ها و قابلیت های این نهاد کاملاً مردمی، بسیج را یک استثناء و حادثه ای بی نظیر در تاریخ کشور ایران خواندند و فرمودند:«اینکه در یک کشور، مردم با همه وجود و با بهترین و مومن ترین عناصر خود از یک نظام بدون هیچ چشمداشتی و با همه توان دفاع کنند، فقط مخصوص انقلاب اسلامی ایران است که دل نورانی امام بزرگوار (ره) توانست به این حقیقت بزرگ دست پیدا کند و با کمک الهی آن را تحقق بخشد.»

2- بسیج حافظ استقلال کشور و عزت ملت ایران است.

مقام معظم رهبری با اشاره به حماسه آفرینی ها و نقش آفرینی های بسیج در حوادث مختلف و به ویژه در صحنه های بزرگ آزمون مانند دوران دفاع مقدس، بسیج را عامل اصلی حفظ استقلال کشور و حافظ اصلی عزت ملت ایران دانسته و فرمودند:« یکی از این صحنه ها، عرصه دفاع از استقلال و عزت کشور بود که اگر حضور بسیج در دوران دفاع مقدس شکل نمی گرفت، امروز سرنوشت کشور قطعاً به گونه ای دیگر بود.»

3- نشناختن بسیج، ظلم به بسیج است.

برخی تحلیل ها و موضعگیری ها از سوی افراد، گروه ها و جریان های سیاسی در مورد بسیج و عملکردهای آن، ناشی از عدم شناخت صحیح به این نهاد انقلابی و مردمی است. عده ای بسیج را فقط یک مجموعه شبه نظامی می پندارند که فقط در هنگامه خطر باید از کشور دفاع نظامی نماید. رهبر معظم انقلاب با اشاره به نقش آفرینی های بسیج در عرصه های گوناگون بعد از پایان جنگ تا به امروز، بسیج را همواره خط شکن و پیشرو در میدان دانسته و با توجه به کار ویژه های بسیج در تثبیت اقتدار و ایستادگی سیاسی و فعالیت در عرصه های سازندگی، علمی و فرهنگی فرمودند:«امروز افتخارات گوناگون کشور نتیجه حضور انسان های خدوم، توانا و بی نام و نشان در صحنه های گوناگون است که اگر این حقایق به درستی شناخته نشود، ظلم به بسیج است. بسیج فراتر از قالب ها و سازمان های نظامی است.

اگر چه بخش های نظامی از بهترین بسیجی ها هستند، اما بسیج در واقع، حضور فراگیر، مقتدر و تمام نشدنی قشرهای مختلف مردم است که هیچ وابستگی به پول، جاه و مقام و دستور از بالا ندارد و معیار او هم بصیرت و ایمان است.»

4- اولویت اصلی کشور مقابله با جنگ نرم است.

مقام معظم رهبری با تصریح بر اینکه بسیج یک سازمان و نهاد تکرار نشدنی در قالب های دیگر می باشد، ضمن اشاره به نافذ بودن و تأثیرگذار بودن بسیج، ضرورت آسیب شناسی و شناخت نقص ها و آفت ها و همچنین پیش بینی های لازم برای پیشرفت بیشتر برای بسیج را گوشزد کرده و اولویت کنونی کشور را مقابله با جنگ نرم دانسته و فرمودند:«با توجه به شکست استکبار در مواجهه با نظام اسلامی در دهه اول انقلاب، اکنون دشمن، جنگ نرم را در دستور کار خود قرار داده و امروز اولویت اصلی مقابله با جنگ نرم است. دشمن در جنگ نرم تلاش می کند با استفاده از ابزارهای فرهنگی و ارتباطی پیشرفته و با شایعه و دروغ پراکنی و استفاده از برخی بهانه ها، میان آحاد مردم تردید، بدبینی و اختلاف ایجاد کند.»

5- تردیدافکنی، ایجاد بدبینی و اختلاف هدف اصلی دشمن است.

رهبر معظم انقلاب حوادث بعد از انتخابات را نمونه ای از شیوه های دشمنان در جنگ نرم دانسته که آنها به بهانه انتخابات، تلاش کردند تا با ایجاد تردید و اختلاف در میان مسئولان و آحاد مردم اختلاف ایجاد کنند. بر همین اساس رهبر فرزانه انقلاب بر وحدت میان نیروهای انقلاب تأکید کرده و همگان را از اختلاف افکنی، تردید افکنی نسبت به مسئولان عالی رتبه نظام منع کرده و فرمودند:«به کسانی که به دنبال مصالح کشور هستند، توصیه می کنم از این اختلاف های جزیی و غیر اصولی صرف نظر کنند.»

6- حفظ و تقویت بصیرت، روحیه بسیجی و امید به آینده راه های مقابله با جنگ نرم است. از منظر ولایت، عامل ناکامی دشمنان در حوادث پس از انتخابات و فتنه بزرگی که به پا گردید، بصیرت و هوشیاری مردم بود. بر همین اساس رهبر انقلاب، جوانان بسیجی را به تقویت ایمان و بصیرت و رعایت موازین و معیارها در تشخیص ها فراخواندند و فرمودند:« توصیه من به فرزندان بسیجی ام این است که ضمن حفظ پرقدرت انگیزه ها، ایمان و امید به آینده، در تشخیص ها و مصداق های مختلف به شدت مراقبت کنند زیرا بی دقتی در مصداق ها، برخی اوقات ضررهای زیادی در پی خواهد داشت.

7- مخالفان سر به سنگ می کوبند.

طی سی سال گذشته افراد، گروه ها و جریان های متعددی از حرکت عظیم ملت ایران فاصله گرفته و به مقابله با نظام اسلامی پرداختند و به کمک ها و حمایت های بیگانان برای رسیدن به مقصد نامبارک خود دل بستند. در حوادث پس از انتخابات نیز شاهد رفتارهایی از این دست بودیم. رهبر معظم انقلاب اسلامی با توجه به حوادث اخیر از یک طرف و عوامل اقتدار نظام اسلامی از طرف دیگر فرمودند:«تا زمانی که بسیج و روحیه صدق و صفا و خدمت بی مزد و منت در میان مردم و به ویژه جوانان وجود دارد، دشمن نمی تواند هیچ گونه لطمه ای به کشور انقلاب اسلامی وارد کند. کسانی هم که با اشاره، تشویق و لبخند دشمن، می خواهند با نظام اسلامی، قانون اساسی و حرکت عظیم مردمی مواجه شوند، بدانند که سر به سنگ می کوبند و تلاش آنان بیهوده است.»


رهبر انقلاب برای نماز جمعه چقدر مطالعه میکنند؟

ارسال شده توسط زهرا در 15/12/88:: 7:47 عصر
پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به انتشار خاطره‌ای از سخنرانی رهبر انقلاب در مراسم بیعت ائمه‌ى جمعه‌ى سراسر کشور به اتفاق رئیس مجلس خبرگان در 12 تیر 1368 پرداخته است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در آن دیدار فرمودند:من براى رفتن به نماز جمعه، شاید به طور متوسط سه ساعت مطالعه مى‌کنم و همیشه هم ناراضیم؛ به خاطر این‌که واقعاً سه ساعت وقت کمى است. به دلیل اشتغالات زیادى که همیشه داشتم، قبل از روز جمعه‌یى که مى‌خواهم به نماز بروم، فرصت نمى‌کنم مطالعه کنم. روز جمعه از ساعت هشت صبح تا وقتى که به نماز مى‌روم، مى‌نشینم مطالعه مى‌کنم؛ درعین‌حال احساس مى‌کنم وقتِ بسیار کمى است.
واقعاً جا دارد که یک خطبه‌ى روز جمعه، هفت، هشت ساعت مطالعه پشت سر خودش داشته باشد. اگر ما بتوانیم این مهم را تأمین کنیم، احساس مى‌شود که یک کلاس عمومى سراسرى براى عامه‌ى مردم خواهیم داشت، و این چیزى است که قطعاً انقلاب را پیش خواهد برد. بنابراین، بایستى هم ارتباط و اتصال آقایان روزبه‌روز مستحکمتر بشود، و هم آنچه که به مردم داده مى‌شود، روزبه‌روز سطحش بالاتر رود.
مردم به نماز جمعه و امام جمعه و چیز فهمیدن و یادگیرى مسائل سیاسى عالم علاقه‌مندند. هر کس قدرى از اخبار و تحلیلها و حرفهاى تازه‌ى دنیا و کشور را براى مردم بزند، آنها با شوق و علاقه دور او جمع مى‌شوند و به حرف او گوش مى‌دهند. اگر این برنامه در نماز جمعه باشد، بلاشک جاذبه پیدا خواهد کرد. باید با جاذبه‌هاى گوناگون، نماز جمعه را مورد توجه مردم قرار داد، تا آنها بیایند و اهمیت آن را درک کنند.


تفاوتهای زندگی رهبری با دیگران

ارسال شده توسط زهرا در 15/12/88:: 7:46 عصر
حداد عادل رییس کمیسیون فرهنگی مجلس در یکی از گفتارهایی که در مورد منش های اخلاقی و رفتاری رهبر معظم انقلاب داشته اند واقعیت های زیبایی از زندگی رهبر عزیز انقلاب منتشر کرده اند که می تواند برای همه ما الگو باشد:
ایشان دارای شخصیتی بسیار معنوی، مومن، اخلاقی، زاهد و بی اعتنا به زخارف دنیوی است و آنچه‌را که به دیگران توصیه می‌کنند خودشان قبلا به آن عمل می‌کنند و زندگی خانوادگی و داخلی ایشان، پاک و پاکیزه است. فرزندانی که تربیت کردند انسان‌هایی مومن و باتقوا هستند که هم افتخار ایشان هستند و هم افتخار کشورند که هیچ کجا از ایشان نام و نشانی نیست و خودشان به مسوولیت خطیری که به عنوان فرزندان رهبر دارند، واقفند. من ساده‌زیستی را در زندگی فرزندان ایشان دیده‌ام. ایشان بسیار خوش خلق، مهربان، بسیار خوش محضر، ظریف اندیش و خوش سخن هستند و انسان از مصاحبت ایشان لذت می‌برد. فردی بسیار منظم هستند. بسیار اتفاق افتاده که ما شب خدمت ایشان بودیم و همین‌که ساعت 22 فرا می‌رسید، ایشان با کمال ادب از جا بر می‌خاستند و ضمن عذرخواهی عنوان می‌کردند که کاری دارند یا باید کتابی را مطالعه کنند و... بنابراین کارها وامور روزمره زندگی ایشان بر نظم و ترتیبی استوار است. یکی از مهمترین خصوصیات اخلاقی ایشان این است که توجه به کلیات و مسائل جهانی و اداره کشور، مقام معظم رهبری را از توجه به جزییات غافل نمی‌کند و پرسیدن احوال بستگان و آشنایان دور و قدیمی را فراموش نمی‌کنند. یک جوانمردی در وجود ایشان است که خیلی دلپذیر و شیرین است. از همان زمانی که من افتخار آشنایی ایشان را پیدا کردم بعضی از مواقع از من سراغ برخی از چهره‌های دانشگاهی و مسن را که در حال حاضر منزوی هستند و حتی ممکن است میانه‌ای هم با انقلاب نداشته باشند، می‌گیرند و حتی به من می‌فرمودند که به نمایندگی از طرف ایشان به ملاقات این افراد بروم و مشکلاتشان را حل کنم. این خصلتی است که ناشی از یک طبع الهی است. یعنی همان محبتی که خدا به بندگانش دارد. نکته جالب اینکه موردی را که نقل کردم مربوط به آدمهایی است که جزو آشنایان دور مقام معظم رهبری محسوب می‌شوند و حتی خود آن فرد هم ممکن است نداند اسم و خاطره او در ذهن آقای خامنه‌ای مانده باشد، حال شما تصور کنید که رفتار ایشان با بستگان و آشنایان نزدیک به چه شکل و صورتی باید باشد. در واقع باید گفت ایشان به یک معنا جوهر و کانون محبت و سرچشمه زلال دائمی محبت هستند. 
طی سالهایی که نسبت خانوادگی با مقام معظم رهبری پیدا کرده ام در این شیوه و منش تغییری ندیدم و در واقع ایشان با این شیوه زندگی حجت را بر همه ما تمام کرده است که می‌شود کسی امکان بهره مندی از همه مواهب ظاهری دنیا را داشته باشد ولی همان زندگی ساده و طبیعی خود را حفظ کند. هر چهار پسر ایشان روحانی هستند و تا آنجا که من می‌دانم هیچ ممر درآمدی غیر از شهریه طلبگی که نظایر آنها در حوزه می‌گیرند، ندارند و هیچ ریخت و پاشی در زندگی آنها دیده نمی‌شود. در هیچ بانکی هم حساب ندارند و در هیچ کار اقتصادی وارد نشدند و واقعا پول و ثروت گویی مثل آتشی است که به آن دست نمی‌زنند و این خیلی ارزشمند است برای کشوری که شاه آن ناصرالدین شاه بود و ولیعهدش ظل السطان بوده و همچنین باید مقایسه کرد با کشورهای حاشیه‌ای که چه شیوخ و سلاطینی در آن حکومت دارند و چه زندگی مجللی را برای خود مهیا کرده‌اند. اینها نعمت‌هایی است که ما باید قدر آن را بدانیم و گزارش ما از این واقعیت‌ها باید از مرحله لفاظی فراتر رود و خودمان هم فکر کنیم که حالا که خداوند عنایت کرده واین انقلاب به پیروزی رسیده و چنین الگوهایی مثل امام ورهبری نصیب ما شده، ما هم وجود خود را وقف کشور کنیم و در هر جایگاهی که هستیم این فرصت را غنیمت بشماریم و همه وجودمان را در خدمت این کشور قرار دهیم نه اینکه اگر موقعیت نصیبمان شد، نفع خود را تامین کنیم. کشور ما به این افراد و مدیران زیاد احتیاج دارد و پیام شهدا نیز چیزی غیر از این نیست. آنها که رفتند پیام دادند و ما که ماندیم باید پیام فهم باشیم و کشور باید با این الگوها اداره شود. 





بازدید امروز: 0 ، بازدید دیروز: 0 ، کل بازدیدها: 3026
پوسته‌ی وبلاگ بوسیله Aviva Web Directory ترجمه به پارسی بلاگ تیم پارسی بلاگ